ما بین ما و اهل تسنن اختلافات عقیدتی زیادی هست که پرداختن به اون نه از عهده فردی عادی مثل من برمیاد و نه این تارنما فضایی مناسب برای این کاره ولی اگه به بعضی از موارد اشاره بشه بد نیست٬ اهل تسنن و دیگر فرقه های مخالف با تشیع در یک چیز به خصوص با ما سخت مخالف هستند و اون مسئله اينه كه اونها معتقد هستند ما از شخص رسول خدا (ص) و خاندان عصمت و طهارت بت ساختيم و اين عزيزان به اون اندازه كه ما ميگيم والا مقام نيستند و ذكر بزرگواريها و زيارت آنها شرك به خداوند متعاله٬ اونها حتي نبي مكرم اسلام (ص) را بنده اي از بنده هاي خدا ميدونن كه فقط رسالت به عهده ايشون گذاشته شده و زيارت قبر رسول الله (ص) را حرام ميدانند٬ اهل تسنن اعتقادي به شفاعت و استمدادي كه ما شيعيان از بزرگواران آبرومند نزد خدا ميگيريم ندارند و معتقد هستند كه فقط بايد از خدا طلب كرد و لاغير٬ اونها به زيارت قبور مطهر و توسل براي رفع حاجات ما به آبرومندان نزد خدا اعتقاد ندارند و اون رو بت پرستي ميدونن و ميگن وقتي خدا هست چرا خودتون رو براي درمان مريضي يا رفع مشكل به سنگ و چوب اطراف قبر ديگران ميماليد و از خدا طلب نمیكنيد٬ اونها اعتقاد ما به احترام به اهل بيت (ص) كه با سر فرود آوردن و بوسيدن مزار آن بزرگواران نشان ميدهيم شرك محض خوانده و ما را به شريك گذاشتن براي خدا متهم ميكنند و تنها خدا را لايق سپاس و خم كردن سر به نشانه احترام ميدانند. براي بحث با ايشان آنها زياد به كتابهاي احاديث روايي از رسول خدا (ص) اعتقاد ندارند و بيشتر براي بحث تكيه به كلام مقدس قرآن ميكنند كه در بين همه مسلمانان مورد قبول است٬ همين مسئله خود عدم پايبندي به سنت رسول خدا (ص) كه اهل تسنن خود را مقيد به آن ميدانند است زيرا در تمام كتابهاي اهل تسنن و تشيع اعم از حنبلي و شافعي و ترمذي و ... حديثي از رسول الله (ص) است كه در پايان يكي از جنگها خطبه اي براي افراد خود ايراد ميفرمايند: روزي بر امت من مي آيد كه مردي كه شكمش بر آمده در حاليكه تكيه داده وقتي سخنان من را ميشنود ميگويد قرآن را بياوريد. با كمي تغيير مختصر در گفته راوي حديث كه از چند نفر از جمله ابو هريره٬ مقداد بن معدي كرب كندي و ... مي باشد كه معني اين حديث اين است كه رسول خدا (ص) روزي را بر مسلمانان هشدار داده كه سخنان او را قبول نميكنند و قرآن را ميطلبند در صورتي كه طبق همان قرآن رسول خدا صحبتي از روي هوا و هوس نكرده و هر چه گفته اند مورد تاييد ذات اقدس الهي بوده٬ ولي بازهم در همان قرآن كه اين عزيزان حكم قرار ميدهند انقدر شفافيت هست كه اثبات كارهاي درست تشيع را ميكند. خداوند متعال در آيه ۲۵۵ سوره بقره يا همان آية الكرسي ميفرمايند: مگر ميشود كسي شفاعت كند بدون اجازه او (منظور خودشان هستند)٬ خوب اگر شفاعت نبود خداوند متعال ميفرمودند هيچ كس نميتواند كسي را شفاعت كند و كلمه الا باذنه را نمي آوردند و نميفرمودند كه بجز با اجازه من پس حتماً با اجازه خدا شفاعتي هست كه خداوند مقامش را به عده اي از خواص داده٬ در سوره یوسف (ع) آیه ۹۷و ۹۸ وقتی که فرزندان یعقوب توبه کار میشوند و از کارشان پشیمان چنین آمده است:۹۷-گفتند ای پدر برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطا کار بودیم ۹۸- به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش میخواهم که او همانا آمرزنده مهربان است. و یا در سوره انبیا آیه ۲۸ خداوند میفرمایند: شافعین جز در حق کسانی که خدا می پسندد٬ شفاعت نمیکنند و از این قبیل آیات که در قرآن هست و اگر کسی جویای حقیقت است میتواند آنها را در قرآن بیابد همان قرآنی که خود آنها استدلال را بر آیات آن استوار میدانند و جز او را قبول ندارند در صورتی که اگر عقل را هم کمی دخیل کنند باید بپذیرند که وقتی به در خانه خواجه ای برای عرض حاجت میروی و آبرویی نزد خواجه نداری مجبوری با بزرگتر آبرومندی نزد او بروی که خواجه به آبروی آن آبرومند نظری به تو و خواسته ات بیاندازد این از قرآن درباره ما شیعیان و محبان خاندان عصمت و طهارت که برای آمرزش گناهان و طلب بخشش از درگاه خدا و یا خواهش برای نیازی دنیوی از ایشان اول به سراغ آبروداران نزد خدا میرویم که برای ما همانگونه که یعقوب (ع) برای فرزندان گناهکارش طلب بخشش کرد آنها هم برای ما طلب بخشش و یا طلب قبول نیاز ما را بکنند. در خصوص زیارت قبور مطهر آبرومندان نزد خدا به ویژه اهل بیت رسول الله (ص) که این آقایان ما را به خاطر این کار مشرک میخوانند و هیچ چیز را قبول نمیکنند در آیات ۹۳ تا ۹۷ سوره یوسف(ع) چنین می آید که حضرت یوسف (ع) برای درمان چشمان پدر نابینای خود که از غصه دوری فرزند چشمانش را از دست داده پیراهنش را به برادرانش میدهد و میگوید آن را به روی چشمان پدر بیافکنید تا بینایش را بازیابد و آنان هم چنین کرده و حضرت یعقوب (ع) بینایی خود را به دست می آورد. برای این آیات چه دلیلی دارند چگونه است که پیراهن حضرت یوسف (ع) که از نخ و پشم بوده بینایی حضرت یعقوب (ع) را به او باز میگرداند؟ خوب اگه حرف این آقایان اهل تسنن صحیح باشد خوب نعوذبالله حضرت یوسف و حضرت یعقوب (ع) هم بت پرست بوده اند؟؟!! نه عزیزان نخ و پشم پیراهن حضرت یوسف (ع) با نخ و پشم لباس فرعون فرق دارد و سنگ و چوب اطراف حرم مطهر اهل بیت (ع) و یا خانه خدا با سنگ و چوب کوچه ما فرق دارد این مسئله ای هست که شیعیان به واسطه اطاعت از فرمان خدا به آن پی بردند و دشمنانشان هنوز که هنوزه غافلند. در مورد احترام ما به رسول خدا (ص) و اهل بیت ایشان (ع) که با فرو آوردن سر انجام میدهیم مگر با این همه خواندن قرآن این داستان را نخوانده اند که خدا انسان را آفرید و به همه دستور داد به آن سجده کنند آنهایی که دستور خدا را اطاعت کرده و به انسان سجده نمودند تا ابد عاقبت به خیر شدند و ابلیس و اعوان و انصارش که جز خدا کسی را لایق سجده ندیدند خود را نعوذبالله از خدا عاقلتر دیده و با سجده نکردن به غیر خدا و اطاعت نکردن به دستور خدا تا ابد مورد لعنت باریتعالی قرار گرفتند٬ ابلیسیانی نیز در روی زمین هستند که اول شخص عالم خلقت را که نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) هستند که مانند ایشان نه زاییده شده و نه زاییده خواهد شد را لایق یک احترام کوچک نمیدانند زیرا که از نظر آنها احترام فقط و فقط لایق خداوند است ولاغیر و راهی را می پیمایند که قلب از آنها شیطان و دوستانش پیمودند٬ مگر از رسول خدا (ص) انسان تر هم وجود دارد که خدا در قرآن فرموده به همه دستور دادم تا به او سجده کنند منظور من همین احترام کمی است که ما با بوسیدن در دیوار حرم اهل بیت میگذاریم و ما خود نیز طبق دستور علمای شیعه سجده به حرم آن عزیزان نمیکنیم تا بهانه دست این غافلان ندهیم اما همه اینها دلیل نمیشود که بوسه ای که سنگ حرم مولاهایمان نزنیم که انسان کامل بوده اند بروی زمین. دیروز سیزده رجب بود روزی که انسانی کامل با شرایطی خارق العاده در مکانی به دنیا آمد که احدی نه قبل از او و نه بعد از او این افتخار را خواهد داشت او کسی بود که نه تنها من محب رو سیاه و شما شیعه ی جلیل القدر و خیلی عظیم مسلمانان بلکه بشریت به او افتخار میکند. ای کاش این قوم لجوج لحظه ای او را دوست میداشتند و کنارش به آرامی نشسته و حرفش را گوش میدادند٬ ای کاش من بعد از مرگ فرصتی برای دقایقی مجالست با او را بیابم و از مولای شما بپرسم و انقدر بپرسم تا سیر شوم از کسی که به مردم نا اهل دوران خود گفت: از من سوال کنید قبل از اینکه من را نیابید. علی جان تو را چه کسی خواهد شناخت ای شیر مرد صحنه نبرد با کفار٬ ای بردبار برای خدا٬ ای نوازشگر کودکان یتیم و ای عادل تاریخ بشریت٬ ای کاش چاه های کوفه دهان میگشودند و میگفتند که به آنها چه گفتی وقتی که هیچ انسانی را نیافتی تا برایش درد دل کنی٬ ای کاش نخلستانهای کوفه دهان میگشودند و زمزه های یا رب یا ربت را برای ما میگفتند٬ ای کاش غدیر خم دهان میگشود و فریاد میکشید: به کدام سو میروید حق با علیست و علی با حق٬ او را تنها نگذارید او را رها نکنید و دنبال دجالهای زمان به راه نیفتید که علیست راه راست٬ علیست خبر بزرگ٬ علیست طاها٬ علیست یاسین٬ علیست اول مظلوم عالم٬ چرا به حج میروید و به غدیر خم سر نمیزنید به خدا غدیر با شما درد دل دارد. برادران و خواهران مولا علی تنهاست او در خانه شما را خواهد زد در حالیکه بانوی دو عالم بی بی فاطمه زهرا (س) و حسنین را به همراه دارد و از ما میپرسد مرا یاری میکنید؟ جوابت چیست؟ مولای تنها را یاری میکنی؟ او می آید و در طول تاریخ به در خانه همه خواهد رفت فقط باید بفهمید و بشناسیدش٬ او می آید و میگوید یادتان باشد که فرزندم در میان شماست برای آمدنش دعا کنید و وقتی آمد مانند من تنهایش نگذارید. اگر کسی جویای یافتن حقیقت باشد و در این راه قدمی بردارد خداوند چندین قدم به سوی او برخواهد داشت و کارهایش را سهل میکند از راهی که فکرش را نمیکند٬ اگر هم فقط به دنبال بهانه جوییست که خود را فریب دهد اگر خداوند هم به او بگوید نمیپذیرد پس اگر حق را میخواهید بیابید از خدا درخواست مدد کنید و در راه حق خود نیز طی طریق کنید. من از این نوشته منظور خاصی ندارم و اگر اشتباهی در متن و یا تایپ مشاهده کردید لطفاْ خبر کنید تا آن را تصیح نمایم٬ خدا همه ما را به راه راست هدایت کند و بعد از اینکه به راه راست هدایت فرمود توفیقی دهد تا از راه راست خارج نشویم. انشالله حمید رضا مقسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 0:3  توسط حمید رضا مقسمی
|
مجموعه فیلمهای ارباب که شامل سه فیلم بلند سینمایی است رو خیلی ها دیدن٬ سناریو این مجموعه فیلمها بر پایه رمان بازگشت پادشاه نوشته پروفسور تولکین نوشته شده و تهیه کنندگی و کارگردانی آن پیتر جکسون کارگردان توانای هالیود انجام داده٬ سه گانه ارباب حلقه ها مجموعه بی نظیری از تمامی جهات در تاریخ سینماست ٬ داستان پردازی زیبا٬ موزیک متناسب و خوب٬ بازیگرانی توانا با بازیگردانی عالی و جلوه های ویژه فوق العاده همه و همه دست به دست هم داد تا این فیلم با دریافت چند جایزه اسکار در زمینه های مختلف جاودانه بشود٬ داستان فیلم ظاهراْ تخیلی است و ابتدا ماجرای گذشته را نقل میکند که ابلیس که حلقه ای که قدرت به او میدهد در دستانش است با لشکر عظیمش در جنگی با سپاهیان مخالف که متشکل از انسانها٬ کوتوله ها٬ الفها٬ هابیت ها و ... می باشند شکست خورده و کشته میشود ولی فرمانده سپاه پیروز اشتباهی میکند و به جای نابودی حلقه آن را از دست میدهد و حلقه گم شده به دست یک نفر از هابیت می افتد. شیطان که سالهاست در جهان دیگر است اعوان و انصار خود را بسیج میکند تا حلقه را بازگردانند و او بتواند از آن دنیا برگشته عالم را به تباهی بکشاند٬ مخالفان شیطان هم که به گروهای مختلفی تقسیم شده اند برای حمایت از پسر نوجوانی از هابیتها به نام فرودوو که باید حلقه را تا نابودی او همراهی کند دوباره با هم متحد شده و در چند جنگ خونین و وحشتناک سپاه ابلیس را که به ارگانها معروف هستند شکست میدهند٬ در این فیلم یک شخصیت دیگر به نام گلوم هم هست این موجود که خوار و ذلیل میباشد خود را به فرودوو نزدیک کرده و او را تا نابودی حلقه همراهی میکند ولی در آخر کار سعی میکند حلقه را به دست آورد ولی موفق نشده و از بین میرود٬ دو جادوگر هم در این داستان هستند یکی طرف خیر به نام گاندولف و دیگری هوادار ابلیس و شر به نام سارومان ولی این فیلم هم پایان خوش دارد و گروه ابلیس شکست خورده و فرودوو حلقه را در آتش کوه تاریکی می اندازد و ابلیس را نابود میکند و سروری کل عالم به یک شاهزاده از انسان میرسد و ما بقی موجودات اعم از الف و کوتوله و هابیت و ... متوجه میشوند که باید سروری شاهزاده انسان را قبول کنند. از آنجا که هیچ چیزی بی نیت انجام نمیشود مطمئناْ این فیلم پرخرج هم در پس خود اهدافی دارد که سازندگان آن برایش این همه خرج کرده اند٬ ابتدا به داستان فیلم توجه کنید٬ شیطان در خیلی سالها دور با سپاهش با موجودات خوب جنگیده ولی با از دست دادن حلقه سپاهش شکست میخورد ولی بطور کامل از بین نمیرود و شیطان پرستان در سرزمینهای خود که بیابانی است زندگی میکنند و خود را آماده حمله کرده اند؟؟؟ سرزمینهای طرفداران ابلیس بدون آب و علف است و اکثراْ سطح زمینش را ماده سیاهی پوشانده!!!؟؟؟؟ بر عکس سرزمینهای مخالفان ابلیس سرسبز و خرم است؟! از نظر جمعیت این دو گروه با هم برابرند ولی گلوم که اول انسان خوبی بوده ولی به خاطر طمع برای به دست آوردن حلقه به این روز افتاده یک جمعیت کم مابین این دو گروه را نشان میدهد٬ ظاهر پوشش این دو گروه مخالف هم بیانگر بسیاری از نیات سازندگان فیلم است٬ به اعتقاد من منظور از ارگانهای طرفدار ابلیس ما مسلمین هستیم و مخالفان ابلیس منظور اروپاییان و جهان مسیحیت هستند آن گروه کوچک و ذلیل هم یهودیان هستند و حلقه بیت المقدس است که سالها مورد اختلاف سه قوم مسلمان و نصاری و یهود بوده٬ این نظر بنده است و برای نظرم دلایلی دارم که خواهم گفت خوب به اين دو عكس نگاه كنيد٬ اشتباه نكنيد متعلق به يك نفر نيستند عكس سمت راست متعلق است به شيخ ياسين رهبر ديني مبارزان فلسطيني كه چند سال قبل با يك عمليات تروريستي به شهادت رسيد و عكس سمت چپ متعلق است به سارومان جادوگر طرفدار ابليس در فيلم ارباب حلقه ها٬ به شباهت ايجاد شده توسط سازندگان اين فيلم توجه كنيد حالت كلي كاملاً شبيه است حتي اين ناجوانمردان در جزئيات هم كاملاً سعي كرده اند تا شخصيت خائن و خبيث داستان شبيه به مرد روحاني فلسطينيان باشد به حالت بيني٬ ابروها٬ چشمها٬ پيشاني٬ ريش٬ سيبيل و حتي مقدار اندك سياهي ريش و سيبيل كه در هر دو عكس كاملاً با هم متشابه است توجه کنید٬ من مطمئن هستم عكسي كه گريمورهاي اين فيلم بر اساس آن هنرپیشه نقش ساروامان را گريم ميكردند عكس مرحوم شيخ ياسين بوده. سازندگان فيلم با بيشرمي هر چه تمام نكرده اند كمي تفاوت قائل شوند تا با اعتراض احتمالي مسلمين جوابی در دست داشته باشند. در عوض جادوگر طرفدار خير يا همان گاندولف كاملاً شبيه به پاپا نوئل طراحي شده تا بازهم جبه گيري درون فيلم را مشخص كند. انسانها که لایق سروری عالمند مطمئناْ ساکسونها میباشند٬ الفها بسیار به ژرمنها شبیه بودند و هابیتها٬ کوتوله ها و سایرین منظور رومن ها٬ نورمن ها٬ اسلاوها٬ گلها و سایر ملل به ظاهر متمدن اروپا هستند٬ که طبق اشاره فیلم در ابتدا با هم متحد بودند« در زمان جنگهای صلیبی با مسلمین همه اینها به فرماندهی ساکسونها با مسلمین میجنگیدند» ولی بعدها در میانشان اختلافاتی افتاده« جنگهای اروپاییان با هم مانند دو جنگ جهانی» نام رمان و نام اصلی فیلم بازگشت پادشاه است همان پادشاهی که از زمان رفتن ریچارد شیر دل پادشاه ساکسونها به جنگ با مسلمانها هنوز آنها با داستانهای مختلف انتظارش را میکشند٬ نمیدانم فیلم را با دقت دیده اید یا نه؟ اگر بار دیگر دیدی به خصوصیات شیطان که در فیلم به آن اشاره میشود دقت کنید وقتی درباره او میگویند راوی میگوید: او مانندچشمی است که هیچگاه نمیخوابد و پلک نمیزند٬ دقت کنید به آیة الکرسی و ببینید نعوذ بالله این تعریف با اشاره باری تعالی به خودشان شبیه نیست٬ «ولاتخذوه سنة و لا نوم»٬ گروه دیگری هم در این فیلم هستند که به ارواح معروفند اینها به دوستانشان خیانت کرده اند و تا ابد در کوهی زندانی هستند مشخص است که این گروه هم اروپاییان مسلمان شبه جزیره بالکان هستند٬ شمشیر اصلی شاه ساکسون که قرار است عالم را با آن بگیرد دقیقاْ یک صلیب است و ظاهر جنگجویان طرفدار خیر همگی شبیه به صلیبیان صده های پیشین می باشد٬ آن ماده سیاه سرزمین ارگانها هم نفت است که در بلاد مسلمین از آب و سبزی فراوان تر یافت میشود و سرزمینهای سبز هم مشخص است که اروپا است. جايگاه باقيمانده ابليس هم كه كوهي بلند است قله آن به صورت هلال ميباشد كه در فيلم همانطور كه در عصاي دست سارومون در عكس ميبينيد علامت ياران ابليس است٬ هلال هم كه مشخص است نشان مسلمين بوده و در جنگهاي صليبي كه غربيها بر پرچمهاشان صليب بود مسلمين بر پرچمهايشان نقش هلال داشتند. در فيلم سعي شده حتي برتري عالم را به قوم ساسكون بدهد و مغروراني چون ژرمنها را را همه نيمه انسان نشان داده٬ كجاست آدولف هيتلر صدر اعظم آلمان نازي تا ببيند كه با آن همه ادعاي برتريت نژاد ژرمن جكسون در فيلمي قوم او را هم نيمه انسان نشان داده!!! نيت اصلي نويسنده رمان چه بوده من چون رمان را نخواندم نميدانم ولي فيلم كاملاً مشخص است كه چه نيتي را در پشت خود پنهان كرده٬ سالهاست كه غربيهاي نادان به فكر جنگ آخر زمان يا همان آرماگدون افتاده اند و مرتب در باره آن فيلم ميسازند و سخن ميگويند٬ خوب در اين جنگ دشمني هم بايد وجود داشته باشد چه جبهه اي بهتر از جهان اسلام؟؟!! از امروز كودكانشان را آماده میكنند كودكي كه اين فيلم را ببيند وقتي بزرگتر شد و پاي تلويزيون نشست تا اخبار ببيند و در اخبار فيلمي از شيخ ياسين پخش شود كه عده اي مظلوم فلسطيني دور او را گرفته اند بلافاصله با ذهنيت قبلي به ياد طرفداران ابليس و جادوگرشان نمي افتد؟؟؟ آيا كودك با ديدن كشورهاي خشك اسلامي به ياد سرزمينهاي ابليس نمي افتد؟ آيا با ديدن هلال ياد كوه شيطان نمي افتد؟ اگر زماني به طور تصادفي متن ترجمه شده آية الكرسي را شنيد به يكباره به ياد اوصاف ابليس در فيلم نمي افتد؟ چرا بايد مظلومان فلسطيني و معدود حاميانشان طرفداران ابليس معرفي شوند؟ چرا خداي ما كه همان خداي آورنده تورات و انجيل است را اين يهود و نصاري به اشكال مختلف ميخواهند ابليس نشان دهند؟ اين يهود و نصاري نگون بخت كه در مباحث علمي و عقلي بزرگترين علمايشان از پس يك طلبه مسلمان برنمي آيد مجبور هستند كه ضعف خود را اين گونه پوشش دهند كه قدرت اسلام ناشي از ابليس است!!! خداي مسلمانان كه در بدترين شرايط اجازه نداده امت اسلامي نابود شود نعوذ بالله ابليس است٬ اينها روزي دست به دامان سلمان رشدي مرتد شدند و امروز پيتر جكسون خبيث را ملعبه كردند و فردا هم به سراغ ديگري ميروند ولي با همه اين دست و پا زدن ها هم نميتوانند خود را از سرنوشتي كه خداوند برايشان رغم زده فراري دهند٬ كافيست به آمار گرايش به اسلام در كشورهاي غربي نظر بي افكنند تا ببينند تلاششان همه نقش بر آب است و بازهم از لسان الغيب نقل قول ميكنم كه: ثبت است بر جريده عالم دوام ما من از اين نوشته بجز متن منظور خاصي ندارم و يكبار ديگر متذكر ميشوم كه نوشته هاي من در اين وبلاگ همه حاصل تحقيقات شخصي من است و ممكن است اشتباه باشد در صورت اشتباه تايپي تذكر دهيد در ادمه مطلب هم چند عکس از این سه فیلم سینمایی گذاشتم دوست داشتین ببینید. حميد رضا مقسمي ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:44  توسط حمید رضا مقسمی
|
خداوند به قلم سوگند خورده زیرا نوشته این قلم میتواند اثرات مثبت و منفی فراوانی در زندگی نوع بشر داشته باشد٬ صاحب قلم هر که باشد در هر لباس و رنگ پوست و دین باید پیش از همه حقیقت را با قلمش فاش سازد زیرا چشمهای زیادی در سرتاسر عالم به قلم او دوخته میشود و ممکن است هزاران نفر با حقیقت گویی صاحب قلم راه روشن را بیابند٬ راه برعکس هم وجود دارد از نادرست بودن قلم به هر دلیلی عده زیادی به راه نابودی خواهند رفت و این دلایل میتواند مادی٬ ضدیت با راه راست٬ جهل نویسنده و غیره باشد در این مواقع ما خوانندگان نوشته های قلم باید حواس خود را جمع کنیم تا مبادا بر اثر اشتباهات نگارنده دچار گمراهی شویم٬ دقت در خواندن و دیدن و شنیدن لازمه هر انسان است زیرا انسانی که دقت نمیکند دچار زیان خواهد شد. کافیست به متن نوشته و یا عکس و یا هر چیزی که برای تحت تاثیر قراردان شماست دقت کنید و در آن تحقیق نمایید تا نیت نگارنده را دریابید منظور از تحقیق باید رسیدن به درستی باشد و اگر با پیش زمینه قبلی و برای اثبات نظری که خود میپسندیم حرکت کنیم به هیچ جا نخواهیم رسید.
امروزه فقط نوشته ها نیستند که باید در آنها دقت کرد با پیشرفت علم عکس و فیلم هم به این مقوله اضافه شده اند که تاثیرات زیادی بر رفتار انسانها دارند و متاسفانه درآمد ناشی از این اختراعات جدید باعث شده قلم به مزدها فراوان شوند و ما فیلمها و عکسها و نوشته های سراسر دروغ و پر فریب زیاد ببینیم در حالی که خبر از پشت پرده نداریم٬ در یکی از این موارد رژیم بعثی عراق برای اینکه بتواند حمایت اکثریت شیعه مردم این کشور را در جنگ با ایران به دست بیاورد سفارش ساخت فیلم مستندی را به یک شرکت ایتالیایی داد که این شرکت هم با متخصصان شیطان صفت خود در لیبی اقدام به ساخت فیلم خود کردند که در آن نشان میداد که ایرانیان بعد از اسیر کردن چند عراقی آنها را به قتل میرسانند و دو دست یکی از آنها را به دو خودرو بسته و از دو جهت مخالف به حرکت در می آورند و ... این فیلم در عراق کار خودش را کرد و کمتر عراقی به نادرست بودن آن پی برد!!! به نظر من عکس از همه این اسباب خطرناک تر است زیرا عکس حرف نمیزند و عکاس میتواند از آن بهره تبلیغاتی فراوان ببرد٬ امروزه این اتفاق در داخل و خارج کشور ما بسیار زیاد می افتد و عکاسان و خبرنگاران خدانشناس همه جای عالم هستند تا با یک اتفاق عکسی با منظور دلخواه خود بگیرند٬ سالها قبل فیلمی از شبکه چهار سیما پخش شد به نام کشتزارهای مرگ که در آن نحوه به قدرت رسیدن گروه جنایت کار خمرهای سرخ را در کامبوج نشان میداد محوریت داستان فیلم مردی کامبوجی بود که به یک عکاس آمریکایی در تهیه خبر کمک میکرد و بعد از فرار آمریکاییها این کامبوجی نگون بخت به دست خمرهای سرخ افتاد و بعد از تحمل مصیبتهای فراوان توانست از دست آنها بگریزد در سکانسی از این فیلم نیروهای دولتی کامبوج در حال کشتن چند خمر سرخ بودند که عکاس آمریکایی خوشحال از شکار یک صحنه جنایت شروع به عکس برداری کرد٬ بعد فرمانده نیروها از عکاس پرسید برای چی عکس میگیری؟ عکاس گفت: شما دارید اینها رو میکشید من عکس میگیرم تا دنیا ببینند٬ فرمانده جواب داد: اینها عده زیادی از مردم بیگناه رو پارچه بنزینی در دهانشون کردن و آتش زدند این رو هم مینویسی که به چه دلیل کشته میشن؟؟؟ عکس بالا رو تقریباْ همه دیدن و میشناسنش این عکس در نمای اولیش نشون دهنده کشته شدن یه ویتنامی غیر نظامی به دست یک نظامی ظاهراْ آمریکاییه٬ این عکس رو ادوارد توماس ادامز عکاس زبر دست آمریکایی گرفته و چنان تاثیر بر اذهان ملل دنیا به ویژه مردم ایالات متحده که سربازانشون در ویتنام بودن گذاشت که خشم همه رو برانگیخت٬ این تاثیر به قدری زیاد بود که جانسون رئیس جهمور وقت ایالات متحده آمریکا از شرکت در دور بعد انتخابات ریاست جمهوری کناره گیری کرد و بعد از مدت کوتاهی مردم آمریکا و سایر ملل دنیا با راهپیمایی و تجمعاتشون انقدر به دولت آمریکا فشار آوردن که مجبور به ترک ویتنام شد٬ آدامز وقتی به خاطر عکس مشهورش ازش تقدیر شد در مورد عکس گفت: مرد قاتل در هنگام شلیک دو نفر را شکته اول آن مرد مضروب را و در مرحله بعد خود را زیرا من عکسش را در تمام عالم به نمایش گذاشتم. خوب به سکانس مورد اشاره بنده در فیلم کشتزارهای مرگ توجه کنید؟؟؟!!! ادی آدامز چهار سال قبل در بستر جان داد و در هنگام مرگ چنین گفت: آن مرد ضارب که رئیس پلیس شهر سایگون بود در هنگام شلیک سه نفر را کشت اول آن مرد مضروب را٬ دوم خودش را و سوم من را که این همه سال از همه مخفی کردم که مرد مضروب یک سروان ویت کنگ بوده که اعضای یک خانواده بیگناه را به قتل رسانده!!! بله آدامز با یک عکس بی توضیح مردم کل عالم را دچار اشتباه کرد خود شما آیا تا به حال متوجه این مسئله شده بودین؟ آیا یک قاتل که چندین نفر را کشته نباید کشته شود؟ عکس ادوارد توماس ادامز چقدر در کمونیست شدن مردم ویتنام تاثیر داشته؟
عکس بالا که به دختر بچه سودانی معروف است صحنه دلخراشی از مصیبت مردم فقیر آفریقاست که دختر بچه ای را نشان میدهد که یارای رسیدن به محل دریافت کمک را ندارد و در کمینش لاشخوری نشسته و منتظر مرگ کودک است٬ این عکس توسط کوین کارتر عکاس اهل آفریقای جنوبی گرفته شده که بعد از چاپش در روزنامه نیویورک تایمز در سال ۱۹۹۳ برای عکاسش شهرت جهانی به بار آورد و موفق به دریافت جایزه پولتیزر شد ولی با سوالیهایی از مردم رو به رو شد که چرا به جای کمک به این کودک از او عکس گرفته و درنگ کرده کارتر عنوان میسازد بعد از عکس به او کمک کرده ولی این سوال برای جهانیان پیش می آید که چرا عکاسان بیشتر از آن که به فکر نجات مردم باشند به فکر عکس از صحنه های دلخراشند و خود در بعضی از اوقات این صحنه ها را به وجود می آوردند؟ کارتر نتوانست فشارها را تحمل کند و یکسال بعد از دریافت جایزه خودکشی کرد!! عکس بالا هم مربوط به خودسوزی یک راهب بودایی در ویتنام است که توسط دو خبرنگار آسوشیتدپرس گرفته شده٬ راهب بودایی برای اینکه جهانیان را متوجه جنگ ویتنام سازد خود را میسوزاند و این دو خبرنگار هم بلافاصله از صحنه خبر تهیه میکنند و آن را در اختیار جهانیان قرار میدهند٬ این تصویر هم واکنشهای زیادی را برانگیخت و مردم را به ویتنام متوجه ساخت و در بیرون رفتن سربازان ایالات متحده نقش مهمی داشت ولی وقتی از این دو خبرنگار سوال شد چرا برطبق وظیفه انسانی مانع خودسوزی این مرد نشدین؟ جواب قانع کننده ای ندادند!!!چرا خبرنگاران بیشتر از انسانیت به دنبال یک خبر جالب هستند تا دنیا را تکان دهند؟ آیا این درست است که بنا به دلایل حرفه ای از نابودی انسانی جلوگیری نشود؟عده دیگری از مردم هم عقیده دیگری دارند و میگویند روزنامه نگاران٬ عکاسان و فیلمبرداران خبری وظیفه مشخصی دارند و هیچ عاملی نباید مانع اجرای آن شود٬ زیرا با دخالت خود جنبه دراماتیک قضیه از بین میرود و این خلاف رسالت آنهاست!!! این نظریه از نظر من کاملاْ ماکیاولیست. در سوی دیگر این عکسها٬ فیلمها٬ نوشتها و ... من و شما به عنوان مخاطب قرار گرفته ایم٬ بیایید سعی کنیم مانند مخاطبان تبلیغ زده نباشیم که عقلشان در چیزیست که می بینند و هیچ تفکری نمیکنند٬ اگر من و شما عقلایی به با مسائل برخورد کنیم دیگر هیچ کس به خود اجازه نخواهد داد که ما را بفریبد و یا برای هیجان زده کردن ما بی هیچ عکس العملی شاهد نابودی انسانی باشد. مخاطب است که سوژه را پدید می آورد بیایید من و شما مخاطب ساده ای نباشیم و با هر وسیله ای گول نخوریم. من از این نوشته هیچ منظور خاصی ندارم اگر در آن اشتباهی دیدید تذکر دهید تا اصلاح کنم. موفق باشید حمید رضا مقسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:17  توسط حمید رضا مقسمی
|
چند روز قبل یکی از دوستان دعوت کرد تا به فایل صوتی رو که تو گوشیش داشت به اتفاق چند تا دیگه از دوستان گوش بدیم٬ يك شوي تلویزيوني بود يا برنامه راديويي نفهميدم ولي مجريش جناب آقاي امير حسين مدرسي بود و از شاعري به نام خليل جوادي دعوت كرده بود تا صحبت كنه، اين به ظاهر شاعر نوپرداز ادعا كرد كه ديشب محشر الهي را خواب ديده و بلافاصله بعد از بيدار شدن شعري رو درباره اش سروده و اجازه خواست تا شعر رو بخونه و اجازه هم بهش داده شد، شاعر شعر طنزش رو خوند و بچه ها هي خنديدن و عشق كردن بابا دمش گرم عجب حرفهايي زده همينطور مردمي كه در اون برنامه حضور داشتن. شاعر خواب ديده كه معلوم بود رو شعرش خيلي كار كرده بود شعرش رو مردم پسند آغاز كرد يعني بحثش رو برد سمت چيزي كه مردم ازش استقبال ميكنن يعني مردان سياسي امروز و از شخصي به نام حاجي نام برد كه فاسد بوده و حتي تو كار خدا هم نعوذ بالله دخالت ميكرده و كار خدا رو زير سوال ميبرده!!!! از حاجي شروع كرد تا مردم رو به طرف خودش جمع كنه بعد با لحني طنز آلود رفت سراغ شراب خوردن و با مردم كار نداشتن و از همه مهمتر حادثه عاشورا. خیام اومد یه بطری ام تــو دستش -رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش-حــــاجی بُـلند شد با صـدای محکم گفت : ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم-خدا بهش گفت تـــو دخـا لت نکــن-بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن-بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی-این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی-نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو-نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو-نـــه مال این نــــه مال اونـو برده-فقط عـــرق خــــریده رفتـــه خورده -آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم-اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم. اين حرف كه مي بخور منبر بسوزون مردم آزاري نكن رو تا حالا از دهن چند تا شراب خوار شنيدين آقايون حاضرند هزارتا شعر بگن تا خودشون رو توجيه كنن كه بابا خدا ميگه شراب نخور تا شلوغ نكني ما ميخوريم و ميريم يه گوشه مينشينيم و مردم رو اذيت نميكنيم و ميريم بهشت كلي هم ازمون تقدير ميشه كه بابا دمت گرم تازه اون دنيا هم بهمون شراب هم ميدن٬ خيام و حافظ و سعدي و هم براي مدعاشون شراب خوار كردن!!! نخوندن شعرهاي سراسر عاشقانه اونها رو كه از نظر عرفان مستي معنوي به آدم ميده حيوان چه ميفهمه مستي معنوي رو از نظر اون همه شراب خوارند آقای به ظاهر شاعر و شعر شناس نمیدونن که تمام این حرفهای شراب استعاره است مثلاْ وقتی شاعر میگه شب رو با چنگ و چغانه به صبح رسونده یک آدم سطحی نگر مانند آقای جوادی فکر میکنه که ایشان در حال خوردن شراب و زدن چنگ شب رو صبح کردن در حالی که اگه شکل ظاهری چنگ و چغانه رو به هم بچسبونید تبدیل به انسانی میشه که سجده کرده. شازده شاعر تو قسمت بعدي شعرش اينجوري گفت: یهــــو شنیــــدم ایس خبردار دادن بعد گنگ خواب ديده ما بحثش را به سوي كربلا ميبرد كه چرا مردي كه نه شمر را ميشناخته و نه خنجر بايد به بهشت برود؟ در هيچ قسمت از دين اسلام و فقه شيعه گفته نشده كه مردي كه حادثه كربلا را نشناسد به بهشت نميرود ولي اين كربلا كه يادش در ايران و چند كشور ديگر بپا داشته ميشود چه كرده كه دشمن خدا هر سوي كه كه ميرود ميخواهد ضربه اي به كربلا بزند؟ ميگويد چرا سوزنتان يكجا گير كرده شمر بوده هيتلر هم بوده بله هيتلر كي بوده هيتلر يزيد زمان است و حسين (ع) در كربلا فرياد زد با يزيد زمانتان بجنگيد نه مانند امثال شاعر كه در زمان هيتلر او را آريايي و هم نژاد ما ميدانستند و كشف كنندگان حجاب از سر نواميس مردم دست ياري به سمتش دراز كردند٬ چه كسي در ايران با هيتلر دوست بود جناب شاعر خواب ديده؟ مگه همان كسي نبود كه روضه امام حسين (ع) را ممنوع كرد؟؟؟!!! بله اهل منبر هيتلر را شناختند كه يزيد زمان است تو و امثال تو که روضه را نشناختید با او دست یاری داده و بهانه دست متفقین دادید تا کشور را اشغال نمایند٬ چرا راه دور رفتی جناب خلیلی از صدام جنایت کار تر هم بود؟ مگه همین افراد روضه ای پوزه آن یزید زمان را به خاک نمالیدند و گروهک منافقین که چپی بودند و مکتبشان حرفهای شما را تایید میکرد دست یاری به سوی صدام دراز کردند و مردم بیگناه کشورشان را به خاک خون کشیدند. مکتب حسین بن علی (ع) که با روضه و منبر تبلیغ میشود به ما یاد داده تا یزید و شمر زمان را بشناسیم همانگونه که برای ابی عبدالله (ع) گریه میکنیم جنایات یزیدیان عالم را در سرتا سر دنیا محکوم میکنیم و به نسل بعد خود یاد میدهیم که حسین (ع) سر به زور تسلیم نکرد و یزید زمانش را شناخت سعی کنید مانند او باشید و با امثال هیتلر دست دوستی ندهید و ما میدانیم که اگر خنجر بوده روولور هم بوده و امروزه روولور جایش را به ام شانزده داده که با گلوله هایش مردم بی دفاع را به خاک و خون میکشد بله اختراع خوبه شما که میگین ادیسون نه بمب ساخته و نه جنگ کرده مگه آلفرد نوبل میخواست که از دینامیتش برای جنگ استفاده بشه؟؟؟ تمام اختراعات و کلاْ نعمتها هم میشه استفاده خوب ازش کرد و هم استفاده بد همین برق اختراعی ادیسون رو مگه برای صندلی الکتریکی ازش استفاده نمیشه؟؟؟ نمیدانم چقدر از مجازات کسانی که از راه طنز و هنر سعی در به سخره گرفتن دین و ما انحراف مردم دارند آگاهی دارید؟ رسول اکرم (ص) که اعمالشان کاملاْ در راستای دستورات الهی بوده بعد از فتح مکه در حالی که بسیاری از افراد خبیث را از جمله ابی سفیان (لعن الله) و قاتل حمزه سید الشهدا را عفو میکنند دستور میدهند شش نفر از هنرمندان کفار را که با هنرشان اسلام را به سخره میگرفتند را بکشند حتی اگر به پرده کعبه آویزان شده باشند٬ دستور خدا در مورد هنرمندان مسخره کننده این است و به این دلیل بود که آیت الله خمینی (ره) حکم به مرگ سلمان رشدی مرتد دادند. متاسفانه این شعر که به محکمه الهی معروف شده بین بچه مسلمانها دست به دست میشود و جالب است برای من که چه زود پخش شد!!! مردم آزادیخواه طرفدار مکتب حسین (ع) را با زور هم نتوانستند از مولایشان جدا کنند با شعر که جای خود دارد. این که در بعضی از افراد سیاسی و چهرهای مذهبی جامعه فساد نفوذ کرده بر هیچ کس پوشیده نیست و همه ما به آن معترضیم ولی این چه دخلی به دین مبین اسلام و مذهب تشیع دارد؟ دینی که روزانه هزاران انسان دانا را به خود جذب میکند و این مسئله باعث حسادت کور غربیان شده٬ بازهم خیلی از عزیزان ما تا یک مطلب انتقادی طنز شنیدن به آن خندیدن و برای هم آن را بلوتوث کردن!!! عزیزان هر عملی با نیتی انجام میشود برای قبول کردن و پذیرفتن هر چیزی حتی کوچکترین مسئله در نیت عامل آن دقت کنید زیرا دشمن خدا در کمین ایمان شما و فرزندانتان نشسته و دام پهن میکند٬ سعی کنید این مسئله و دیگر مسائل شبیه به این را از هر طریقی که ممکن است به ویژه از طریق نت که به آن دسترسی دارید در اختیار عموم قرار داده و به مردم هشدار دهید تا دشمنان خدا به هدف کثیفشان نرسند. طبق معمول از این نوشته جز هشداری کوچک منظور دیگری ندارم و امیدوارم مفید فایده قرار گیرد. انشالله حمید رضا مقسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 23:56  توسط حمید رضا مقسمی
|
در قوانين مجازات اسلامي حد بعضي از خطاها و گناهان مشخص شده مثلاً براي خوردن شراب فلان ضربه شلاق يا براي زنا فلان مجازات٬ ولي نوع گناه و شرايط انجام عمل حرام و موقعيت زماني و خيلي چيزهاي ديگر نيز در ميزان مجازات بايد لحاظ شود به طور مثال كسي كه در خانه خود شراب ميخورد با كسي كه شراب را در ملاء عام خورده و عربده كشي ميكند نوع مجازاتشان متغيير است و يا كسي كه مرتكب عمل حرام زنا با زن متاهل و يا مجرد ميشود مجازاتشان متغيير است و اين موضوع را بايد قاضي اسلامي تشخيص داده و نوع و ميزان مجازات را تعيين نمايد، كما اينكه در كشورهاي اسلامي به ويژه كشور عربستان تا دزدي را دستگير ميكنند دستش را قطع ميكنند كه درست نيست و قطع كردن دست دزد شرايط دارد كه در عربستان توجهي به آن نميشود ولي در كشور ما اين شرايط لحاظ شده و هر دزدي را قطع دست نميكنند. هر چند وقت يكبار ما در كشور خود ميشنويم كه پدري فرزند خود را به قتل رسانده به دلايل مختلف، مدتي قبل پدري دخترش را به دليل اينكه يك دختر خياباني در يك فيلم بلتوثي شبيه او بود به قتل رساند!!! و يا در كردستان عراق خانواده احمقي دختر خودشان را به جرم عاشقي به قتل رساندند كه در مرزهاي ما نبود٬ از اين اخبار زياد شنيده شده به ويژه در جنوب و غرب كشور كه تعصبات نسبت به روابط دخترها شديد است و در تمام موارد به دليل اينكه در اسلام پدر فرزند كش را قصاص نميكنند از اعدام پدر فرزند كش خود داري شده. ولي آيا همه پدرهاي قاتل بايد فقط و فقط محبوس شوند؟ شرايط قتل فرزند تغييري در مجازات فرد خاطي ندارد؟ آيا مجازات يك پدر كه فرزندش را به جرم بي عفتي كشته با يك پدري كه فرزندش را به دلايل نامعلوم به قتل رسانده يكي است؟ آيا اين پدران فرزند كش كه ادعا ميكنند از ترس آبرو اقدام به قتل فرزندشان كرده اند همانند اعراب جاهليت نيستند كه فرزندان مونث خود را از ترس بي آبرويي به قتل ميرسانند و پروردگار در قرآن خطاب به آنها ميفرمايند: به كدامين گناه كشته شدند؟ آيا نبايد با يك حكم درست جلوي فرزند كشيهاي آينده را گرفت؟ چهار سال قبل در منطقه كن كه از مذهبيترين مناطق ايران است اتفاق دلخراشي افتاد كه مايه شرمساري بشريت بود٬ مرد ساديسمي و ناداني كه از مهاجرين به منطقه كن بوده با دختري از اهالي محله بالان وصلت كرده و خدا دو دختر پاك به اين زوج عنايت ميفرمايند مرد كه دچار بيماري عصبيست خانواده خود را به عناوين مختلف مورد آزار و اذيت قرار ميدهد و به نصيحت مردم هيچ توجه نميكند. دختر بزگ اين خانواده كه زهرا نام داشته خادمه حسينيه بالان شده و در آنجا خدمت ميكند و روزي خواب ميبيند كه خانمي سفيد پوش او را با خود همراه ميكند و از فراز ابرها حركت ميكنند مادر وقتي از خواب دختر با خبر ميشود مضطرب گشته و صدقه ميدهد زهرا دوباره براي خدمت به حسينيه بالان ميرود و موقع بازگشت مورد بازخواست پدر دژخيم قرار ميگيرد و شب هنگام آن حيوان انسان نما٬ آن ديو خونخوار٬ آن دشمن خدا و قرآن و اهل بيت رسول خدا (ص) زهرا را به زير زمين برده و گلويش را پاره ميكند٬ زهرا به آسمان ميرود و مادر و خواهر كوچكتر ميگريزند٬ كفتار انسان نما به دست قانون مي افتد و خبر اهالي را چنان خشمگين ميكند كه خود كمر به قصاص قاتل ميبندند ولي مامورين نيروي انتظامي براي رساندن مجرم به محكمه او را در لباس سربازي ميكنند و او را طوري كه جمعيت خشمگين خواهان خون زهرا نفهمند از خانه خارج كرده به زندان ميبرند. در روزهاي اول در روزنامه ها و محافل اجتماعي زياد از برخورد قاطع با اين جنايتكار خونخوار ميشد ولي با مرور زمان آن شور و حال مجازات قاتل كم و كمتر شد چهار سال از آن ماجراي تاسف آور گذشته ولي هنوز هم خبري از قصاص آن حيوان وحشي به گوش نرسيده٬ مردم زهرا را در امام زاده سيد محمد رضاي كن به خاك سپردند و هر شب جمعه به زيارت قبر مطهرش ميروند و ياد آن خادمه ده ساله اهل بيت (ع) را گرامي ميدارند. دستگاه قضايي كشور بايد در اين زمينه دقت فراواني بكند زيرا كه شرايط اين قتل بسيار دلخراش بوده و فرد قاتل دختري را به شهادت رسانده كه جرمش خدمت در حسينيه محلشان است و دختر ده سال بيشتر نداشته و با اين جنايت اثرات منفي زيادي به روح روان نه تنها مردم كن بلكه كل انسانهاي آزاده گذاشته و هر كدام از اينها ميتواند مجازات سختي به همراه داشته باشد. بايد جلوي فرزند كشي در اين كشور گرفته شود زيرا همين چيزهاست كه ملعبه دست دشمنان اسلام ميشود و روي آن به اسم حقوق بشر مانور ميكنند چرا نبايد كسي كه دست به چنين كار غير انساني زده به درك واصل شود؟ چرا نبايد با اين فقره از قتلها برخورد محكم بشود تا فرزند كشي كمتر شود؟ چرا يك قانون محكم به تصويب نميرسد تا با اين قاتلين بدون قصاص برخورد محكم تري بشود؟زهرا از پيش ما رفته و اينك در كنار پروردگار خود روزي ميخورد ولي ميليونها زهراي ديگر در اين كشور زندگي ميكنند كه نياز به حمايت جدي از سوي دولت دارند٬ مسئولين قضايي بايد نسبت به آينده آنها نگران باشند و ترتيبي بدهند تا اين عزيزان در آسايش خاطر به زندگي خود ادامه دهند. اين كار به عهده علماي دستگاه قضايي كشور است كه با استخراج نكات ريز فقهي و شرعي از قوانين الهي و با در نظر گرفتن شرايط و احساسات موجود در جامعه زمينه تصويب قانوني بر عيله اين گونه جرايم بسازند و كمك كنند تا بيشتر از اين با احساسات مردم شريف و مذهبي اين آب و خاك بازي نشود٬ اين امكان وجود دارد كه هر پدر فرزند كشي بعد از ارتكاب عمل نانجيبانه اش انگيزه را ريختن شرف خود اعلام كند تا احساسات عمومي را به نفع خود كرده و نتيجه دادگاه را تسهيل نمايد بايد به اين مسئله دقت شود و برايش فكري كرد و چه فكر بهتر از پيشگيري از جرم با تصويب مجازاتهاي سخت تر براي مرتكبين به اينگونه قتلها. من از اين نوشته بجز يك گلايه كوچك منظور ديگري ندارم و اميدوارم در آينده يك قانون برخورد اصولي با فرزند كشان به تصويب برسد تا اين قاتلين هم مانند ديگر قاتلين به سزاي عمل خود برسند البته با توجه به قوانين شرع مقدس اسلام از شما ميخواهم اگر اشتباهي در نوشتار و يا تايپ ديدين اطلاع دهيد. حميد رضا مقسمي
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:17  توسط حمید رضا مقسمی
|
وقتی اسم روحانیت تو جامعه ما میاد ذهنها سریع به سمت شکل ظاهری یک روحانی حوزوی میره با عمامه و عبا و نعلین و یا از نماز و روزه و احکام و غیره اما آیا یک مرد روحانی باید به همینها ختم بشه؟ روحانی اصولاْ به چه کسی گفته میشه؟ یک فرد روحانی از نظر ظاهر باید چه شمایلی داشته باشه؟ یک فرد روحانی باید از نظر باطن چه جور آدمی باشه؟ یک فرد روحانی باید تو روزمرگی روزانش چه جوری باشه و چه اعمالی رو انجام بده؟ وظیفه یک فرد روحانی نسبت به جامعه چیه؟ آیا این وظیفه ماسوای وظیفه دیگر مردمه؟ یا مثل همه آنهاست؟ آیا یک مرد روحانی نسبت به افراد جامعه مسئولیتی دارد؟ اگه دارد این مسئولیت چه حدودی میتونه داشته باشه؟ آیا یک فرد روحانی نماینده دین است؟ اگر هست آیا در صورت تخلف احتمالی دین زیر سوال میرود؟ آیا یک مرد روحانی نسبت به یک فرد عادی در جامعه برتری دارد؟ این برتری اگه وجود دارد تا چه حدودیست؟ اینها سوالاتیه که از سال اول دبیرستان ذهن من رو به خودش مشغول کرده٬ سال اول دبیرستان معلم قرآنی برای ما به کلاس اومد که روحانی بود آن موقع ها من هم مثل بیشتر جوانهای همسن و سالم دور و ورم از روحانیت متنفر بودم ایشان بسیار سخت گیر بود و خبر رسید که در مدارس دیگر اجازه نفس کشیدن به دانش آموز را هم نمیداده سر کلاس این عزیز باید جیک نمیزدی و دستها باید روی میز قرار میگرفت٬ حتی در صورت کوچکترین خطایی فرد خطا کار رو طوری میزد که مشخص بود از فنون رزمی آگاه است اما من که بسیار مغرور بودم تا جایی که میشد گزک دستش ندادم ولی طوری با ایشان رفتار میکردم که بداند خارج از کلاس درس هیچ اهمیتی ندارد او هم متوجه شد و ناراحت از این ماجرا در لفافه متلک به من میانداخت ولی من بازهم گزک نمیدادم تا اینکه روزی خطاب به دانش آموزان گفت: در هر جایی که آدمهای بد و خوب باشند مانند این است که کود در پای گل بریزند و وقتی که باران ببارد بوی هر دو هم کود بد بو به مشام میرسد و هم گل خشبو ٬ در کلاس شما هم همینگونه است و افرادی هستند که رفتار شما را خراب میکنند همه میدانستند که منظور آن بزرگوار با کیست بعد ایشان سوال فرمودند کسی هست که مثال دیگری در این باره بزند؟ دستم بلافاصله بالا رفت٬ باورش نمیشد من دستم را بالا برده باشم سریع گفت: شما بفرمایید و من گفتم مانند اتحاد حوزه و دانشگاه.هیچ نگفت و تنها نگاه کرد تا کلاس تمام شد و ایشان دیگر به مدرسه ما نیامد. متاسفم برای جوابم در آن روز٬ چون آن جواب مستقیم توهین به مقدسات بود ولی چقدر من مقصر بودم؟ چقدر ایشان مقصر بودند؟ چرا ایشان با لباس روحانیت بچه ها را میزدند؟ آیا یک روحانی نباید در نتیجه رفتار خود دقت کند تا خدای ناکرده همچین اتفاقاتی نیافتد؟ چرا کاری نکرد که من و امثال من عاشقش شویم؟ روحانیت شیعه از همان ابتدای اسلام بوده و یاران علی بن ابی طالب (ع) همه خود آگاهان به دین بودند ولی بعدها که حکومتها جبار و فاسد اموی و عباسی اجازه هرگونه فعالیت را به این عزیزان نمیدادند روحانیون شیعه به شکل مخفی و در لباس افراد عادی به فعالیت خود ادامه میدادند تا اینکه سالهای سال بعد و در زمان حکومت صفویه در ایران که مذهب از سوی این حکومت شیعه دوازده امامی اعلام شد روحانیت تقریباْ به شکل امروزی در آمد و حوزهای علمیه تاسیس گردیدند و علمای بزرگی از این حوزه ها بیرون آمده و جهان اسلام را نورانی نمودند٬ لباسی که برای این عزیزان در نظر گرفته شد مطابق با لباس رسول مکرم اسلام (ص) و اهل بیت (ع) بر اساس روایات بود که خود همین لباس مقدس است٬ یک فرد روحانی نه تنها باید خود را اصلاح کند بلکه باید در حد توان به فکر برادران دینی خود هم باشد و ایشان را امر به معروف و نهی از منکر نماید و دروس علمی اسلام و قرآن را در اختیار مردم گذاشته سواد دینی انها را بالا ببرد٬ یک فرد روحانی هیچ برتری نسبت به یک فرد عادی در برابر خدا ندارد همانگونه که دین گفته همگان در برابر خدا یکسانند ولی در مورد اعمال خود باید بیشتر جوابگو باشد زیرا که لباسی بر تن کرده که مسئولیت سختی دارد٬ یک فرد روحانی از نظر پیشوایی بر دیگر مردم عادی برتری دارد زیرا به دین آگاه است و احتمال خطا از مرد خدا کمتر از مردم عادیست ولی این به معنای عدم گناه از ایشان نیست چرا که انسان جایز الخطاست٬ وظیفه یک مرد روحانی نسبت به جامعه ماسوای مردم عادیست یک مرد روحانی باید در صورت دیدن خطا از سوی مردم و یا مسئولان آن را تذکر دهد و با دید علمی و دینی خود اطراف را زیر نظر داشته باشد٬ بزرگترین وظیفه یک فرد روحانی تربیت مردم است که این میسر نیست الی در مرحله اول ایشان خود را تربیت نماید و مواظبت کند که رفتارش به گونه ای باشد که مردم را به سوی دین متمایل کند و حرفهایش در قلوب اثر نماید این بزرگترین و مهمترین وظیفه یک مرد خداست. یک فرد روحانی میتواند در لباس دیگری باشد ولی آن هم باید مورد تایید حوزه باشد مانند شیخ رجبعلی خیاط و یا مرحوم دولابی و نخودکی و ... این عزیزان که بیشتر عارف بودند تا عالم همه مورد تایید علمای حوزه بودند و اگر این تایید نباشد ممکن است دشمنان اسلام جماعتی را در لباس غیر وارد عرصه جامعه کرده تا مسیر روحانیت را دچار انحراف گردانند. در لباس روحانیت هم اگر کسی اشتباهی مرتکب شد این هیچ ربطی به دین ندارد زیرا انسان جایزالخطاست و چه بسیار مردان روحانی که مرتکب خطا شدند چه از صدر اسلام تا به حال طلحه و زیبر در زمان مولا علی (ع) شلمغانی در زمان نیابت حسین بن روح (ره) و یا علی محمد باب که در دویست سال قبل با لباس روحانیت ملبعه دست شیطان شد٬ پس عزیزان خطای روحانی را به پای دین نگذارید. شغل روحانیت کسب علم و در اختیار مردم قرار دادن آن است زیرا علم هر روز در حال پیشرفت است و علما هم باید هر روز در حال تحصیل علم و دانش باشند ولی اگر در کنار این تحصیل علم و دانش مشغول یک خدمت دیگر هم باشند بهتر است و ارتباط آنها را با مردم بهتر میکند به طور مثال سالها قبل در جنت آباد ( منطقه ۵ تهران) روحانی زندگی میکرد که پزشک بود و شبها با کیف پزشکی بر سر بالین بیماران حاضر شده و آنها را مداوا میکرد و مردم او را بسیار دوست داشتند اگر اینگونه باشد نور الی نور است. در زمان پهلوی دوم توهین به روحانیت آغاز گردید با برنامه های تلوزیونی و آن مقاله معروف که در روزنامه اطلاعات چاپ شد ولی مردم روز به روز به روحانیت نزدیک و نزدیکتر شدند تا به آنجا که انقلاب کردند ولی بعد از انقلاب و با فشارهای اقتصادی غرب که مستقیم بروی مردم این کشور بود مردم مانند گذشته نیستند و برخی اوقات دیده میشود که از سوی بعضی مردم که بیشتر آنها را جوانان تشکیل میدهند بی احترامی هایی به روحانیت میشود در این باره همه مسئولند چه من و شما چه روحانیون٬ ما مردم عادی و روحانیون باید هر چه بیشتر به هم نزدیک شویم و خطایی را اگر در هم دیدم تذکر دهیم تا فاصله هایی که پدید امده برداشته شود٬ روحانیون هم باید بیشتر از قبل با مردم باشند و خود را بیشتر به مردم به ویژه جوانان نزدیک کنند و با خلق و خوی حسنه و اسلامی با مردم ارتباط برقرار کرده آنها را هر چه بیشتر به خود و اسلام نزدیک تر نمایند. سالهاي سال قبل در مسجدي در مشهد مقدس جواني با ظاهري غلط انداز وارد مسجد ميشود و در صف اول نماز قرار ميگيرد ولي مذهبيون مسجد او را به دليل شمايلش از اول صف خارج كرده به عقب ميرانند امام جماعت كه اين صحنه را ميبيند بلافاصله عكس العمل نشان داده و با آن جماعت برخورد ميكند و جوان را به صف اول باز ميگرداند اين رفتار امام جماعت سخت در آن جوان اثر ميكند به طوري كه تغييري اساسي در زندگي خود ميدهد و به سوي دين كشيده ميشود آن امام جماعت نامش سيد علي خامنه اي بوده (نقل از سخنراني حجت الاسلام نقويان) برادران من به روحانیت خدای ناکرده توهین نکنید یادتان باشد که قائم آل محمد(ص) هم ملبس به همچین لباسیست و در میان مردم٬ وای اگر روزی او را ببینیم و بی محل از کنارش بگذریم پس تا میتوانید اگر روحانی دیدید سلام کنید. من از این نوشته بجز خود نوشته منظوری ندارم خدای ناکرده باعث کدورت نشود اگر اشتباهي در املا و يا غيره ميبينيد تذكر دهيد تا برطرف نمايم اميدوارم همه زير سايه لطف پروردگار و عنايت مولايمان باشيم. انشالله حمید رضا مقسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 15:37  توسط حمید رضا مقسمی
|
پریروز با دوستم عباس داشتیم چییبس میخوردیم اون چیبس باتو میخورد و من مزمز یهو عباس شروع کرد به صحبت کردن راجع به کیفیت این چیبسها که کدوم بهتره؟ من رو بهش کردم و گفتم باتو خیلی تبلیغ میکنه و این خیلی مهمه. هر شرکتی و گروهی و حزبی و دینی داره برای جلب نظر مردم نسبت به اعتقادات و محصولات وابستش تبلیغ میکنه و این از راهای مختلفیه. میگن امروزه تلوزیون نقش زیادی رو در تبلیغات داره و بعد از تلوزیون این بیلبوردهای تبلیغاتی هستن که مقام دوم رو دارن اینترنت هم که جای خودش رو داره کم کم باز میکنه و تاثیرش زیاده و همینطور تا آخر. برای تبلیغات از تجارب خیلی ها استفاده میشه مثلاْ از جامعه شناسها تا ببینن به چه طریق میشه روی مردم تاثیر مثبت گذاشت و یا از افراد مشهور و خوش نام استفاده میکنن تا مردم به واسطه خوش نامی اون شخص به اون کالا اعتماد کنن و محصولات رو بخرن مانند این ورزشکاران محبوب که کالاهای مصرفی رو تبلیغ میکنن همین دوست ما عباس یه مدت کارش این بود. هدف این تبلیغات توده مردم هستن و هیچ فرقی بینشون نیست. و اما تبلیغ در دین... مهمترین مسئله برای به وجود آمدن انسان عبادت و شناخت خداوند است و مهترین دلیل فرستادن انبیای الهی از سوی پروردگار تبلیغ برای خداپرستی و دین داری و عبادت پروردگار است٬ همه دینهای الهی هدفی واحد دارند و آن تبلیغ انسانها برای شناخت درست خداوند و پرستش اوست پس برای این تبلیغ نیاز به وسایلی بوده تا بتوان آن را بهتر به گوش انسانهای جهان رساند. از همان ابتدای تولد دین مبین اسلام و ساخته شدن مسجد به دستور خداوند باری تعالی منبر ساخته شد( کمی بعد از ساخته شدن مسجد) تا از اون بالا رسول خدا(ص) بهتر بتونن با یارانشون ارتباط برقرار کنن و منبر به وسیله ای برای تبلیغ دین تبدیل شد٬ با پیشرفت اسلام و زیاد شدن تعداد منابر و واعظین منبر رو روز به روز منبر اهمیت ویژه ای در میان مردم پیدا کرد و سخنان فرد بالای منبر بسیار حیاتی شد. این شد که بعضی از افراد سود جو مانند بنی امیه(لعن الله) به این مهم پی برده و از منبر چه استفاده های نا به جایی که نکردند؟؟؟ شخص بالای منبر هم بسیار مهم است و تا رسول خدا(ص) تشریف داشتند هر کسی اجازه بالا رفتن از منبر را نداشت تا اینکه ایشان به رحمت خدا رفته و در حالی که جانشین رسول خدا(ص) مولا علی(ع) در حال غسل و کفن ایشان بودند منبر از سوی نانجیبان مورد تهاجم قرار گرفته و نا اهلان به آن تکیه زدند. بعد از سالها و با وجود این همه اختراعات و اکتشافات در زمینه اطلاع رسانی مانند روزنامه٬ کتاب٬ رادیو٬ تلوزیون٬ ماهواره و اینترنت هنوز منبر در میان مردم جای خود را دارد و مردم یادشان هست که این منبر و سخنان فرد بالای منبر چگونه توانست که حکومتی قوی همچون پهلوی را ساقط نماید٬ و یا در زمان قاجار فتوی مرد بزرگی بر بالای منبر کاری کرد که همسر شاه ایران از تمکین به شوهر خود سر باز زد٬ حکم سلمان رشدی را که یادتان هست؟ ابرقدرتهای جهان هنوز نتوانسته اند کاری کنند تا لغو شود حتی بعد ازنوزده سال که از فوت مردی که آن را صادر کرد میگذرد!!! نمونه از این قبیل زیاد است که خوشبختانه ما این طرف خوبش را داریم ولی در آن سو که کشورهای عربی قرار دارند از منبر صدای خوشی به گوش نمیرسد ما خوب یادمان هست ابوموسی اشعری( لعن الله) را که بر بالای منبر فتوی به خلع مولا علی بن ابی طالب(ع) از خلافت داد٬ هنوز ما فراموش نکرده ایم که شریح قاضی (لعن الله) چگونه از بالای منبر نعوذ بالله حکم ارتداد از دین ابا عبدالله حسین بن علی (ع) را صادر کرد٬ ما چگون از یاد ببریم عمرو عاص را که بر بالای این منبر به دروغ میگفت که علی (ع) نماز نمیخواند٬ ما یاد داریم فتوی آن خبیث را بر بالای منبر که فتوی داد حرم گنبد قبرستان بقیع را تخریب کنند خدا لعنتش کند٬ ما یاد داریم فتوی علمای وهابی بالای منبر را که تخریب حرمین شریفین امامان عسگریین(ع) را صادر کردند٬ حکم رافضی و خارج دین به شیعه دادند و قتلش را واجب کردند!!!! راستی چرا اینگونه شد؟ تصاویر قبرستان بقیع پیش ار تخریب به دست فرقه کثیف وهابیت
چگونه است که فردی بالای منبر میرود که شیطان بر دستش بوسه زده میگوید: نمیدانی چقدر خوشحالم که تو را اینجا میبینم روزیست مانند روز آدم( خطاب شیطان به اولی وقتی بر بالای منبر رسول خدا(ص) رفت تا مردم با او بیعت کنن. منبع اسرار آل محمد(ص) )٬ این چگونه میشود که منبر رسول خدا تبدیل به مکان خون کردن دل وصی رسول خدا(ص) و دختر بزرگوارش بانو فاطمه زهرا(س) میشود؟ چرا بالای منبر به گونه ای شد که ابلیس از آن راضی گردید؟ چه به سر اسلام آمد كه منبر به جاي تبليغ دين تبليغ شيطان را كرد؟ چرا امروزه بيشترين تعداد منبرها در جهان اسلام به بيراهه رفتند؟ دليل اين مسئله به نظر شما چيست؟ دلايل بسياري دارد كه يكي از بزرگترينش افراد پايين منبر بودند!! بله افراد پايين منبر مانند من و شما!!! در دينهاي الهي به ويژه اسلام عقل نقش مهمي را بازي ميكند و انسان خداشناس بايد از عقل خود استفاده كند مانند مسلمانان صدر اسلام كه با وجود تبليغات گسترده كفار بر عليه رسول خدا(ص) از عقل خود استفاده كرده و در آيات الهي تدبر نمودند و فهميدند كه اين آيات نميتواند كار يك شخص عادي باشد؟؟؟ و به رسول خدا(ص) ايمان آوردند٬ شخصي كه پايين منبر نشسته بايد در حرف شخص بالاي منبر تدبر كند و هر سخني را به واسطه اينكه از بالاي منبر گفته ميشود بدون تدبر قبول نكند. فرد پايين منبر بايد بداند كه هر زماني ممكن است به هر دليلي شخص بالاي منبر در حالت عادي نباشد و گفته آن شخص خلاف گفته خدا٬ قرآن و اهل بيت (ع) باشد و مابين گوش و دل خود فيلتر عقل را قرار دهد تا خداي ناكرده مانند جماعت وهابي به بي راهه نرود٬ پس شخص پایین منبر هم باید خود را مواظبت نماید و فقط و فقط رفتن پای منبر کافی نیست. مسلمانان باید قدر این یادگار رسول خدا (ص) را بدانند زیرا هیچ دینی مانند اسلام همچین وسیله تبلیغاتی قوی ندارد و این منبر از محبتهای خدا به ماست که باید سپاسگذار آن باشیم دشمن ما مسلمانان که در جلوی صف آن ابلیس لعین قرار دارد ضربه ها از این منبر خورده و بیشتر از همه ما میزان اثربخشی و نفوذ آن را در قلوب مسلمین میداند برای همین است که سعی در به فاسد کشیدن منبر دارد تا جماعت مسلمین را به فساد بکشاند ٬ حفظ منبر هم به عهده من و شمای پایین منبر است و هم به عهده بزرگواران متولی منبر زیرا که آنان نیز باید در گزینش افرادی که باید در آینده بر منابر خطابه بخوانند دقت کنند تا خدای ناکرده منبر مانند بعضی از کشورها دست نا اهلان نیوفتد. برادران منبر را رها نکنید این یادگار سول خدا(ص) را تنها نگذارید٬ برادران فیلمهای تلوزیون زیباست بنده هم میدانم ولی گوش دادن موعظه پای منبر چیز دیگریست٬ برادران تراکم نفرات پای منبرها کمی کم شده بیایید دل منبر را نشکنیم٬ درست است که از سیما و رادیو خطابه علما پخش میشود ولی گوش دادن موعظه در مسجد و پای منبر چیز دیگریست که قلب را روشن میکند و ثوابی بالا دارد٬ برادران ما هر چه داریم از منبر داریم او در بدترین شرایط ما را تنها نگذاشته پس ما هم نباید او را تنها بگذاریم٬ وقتی منبرها را میبینید یاد کنید از زمانی که رسول خدا (ص) و اهل بیت ایشان(ع) از فراز این منابر ما را به سوی خدا دعوت میکردند. من از این نوشته بجز یک هشدار برای برادران دینی منظور دیگری ندارم و اگر اشتباهی در آن میبینید بنده را مطلع سازید تا آن اشتباه را رفع کنم. حمید رضا مقسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 1:28  توسط حمید رضا مقسمی
|
یهودیان در زندگیشون اصول اقتصادی رو دنبال میکنن که تو هیچ دین و فرقه مذهبی این کار انجام نمیشه و طوری به اون پایبند هستند و انجامش میدن که گویی دارن ادای فرائض دینشون رو میکنن و یا یک جنگیه که باید حتماْ توش برنده بشن!!! از گذشته برای من سوال بود چرا اینها خسیس و مال دوستن و همش در حال انباشته کردن پول و نقدینه گی؟ مادر میگفت: در همسایگی ما جهود کثیفی زندگی میکرد به نام ژیکوب که مشروب فروش بوده و در خانه منبعی از مشروبات داشت و شیشه های مشروب رو تو گونی کرده و به در خانه خلق فریب خورده میبرد٬ مادر که کودک بوده هر بار که او را میدیده با سنگ هدف قرارش میداده٬ ژیکوب رو به او کرده میگوید: دختر مسلمان سنگهایت را به صورتم بزن ولی به شیشیه هایم سنگ نزن!!!!!! مهم شیشه ژیکوب بوده نه صورتش!!!! این جماعت از راه های مختلف و قانونی و غیر قانونی و انسانی و غیر انسانی پول را به دست آورده و در حفظ آن بسیار کوشا هستند. راه های در آمد زایی آنها بسیار جالب است راه های غیر انسانی که هر کسی تن به آن نمیدهد و در آمد بالایی در آن هست مورد استفادشان قرار میگیرد مانند کارخانه های ساخت مشروبات الکلی و شرکتهایی که از سکس و موارد غیر اخلاقی دیگر در آمد حاصل میکنند مانند فیلمها و تصاویر و غیر اخلاقی و خانه های فساد. پول هم وقتی به دستشان رسید دیگر خارج نمیشود و مرتب آن را در گردش قرار میدهند و از آن برای نیل به اهداف غیر انسانی خود استفاده میکنند٬ در همین کشور خودمان سالها قبل که مردم دین دار تر از حال بودند کسانی که پول نزول میدادند و در اصطلاح نزولخوار بیشترشان یهودی بودند. هم اینک هم در اقتصاد دنیا حرف اول را میزنند و در همین بازار خودمان تجار یهودی کم نیستند خیابان رودکی( سلسبیل سابق) مغازهایی که صاحبانشان از یهودیان هستند کم نیست از جمله( از جمله به فرموده حذف شد) این در کشور ماست که یهودی زیادی در آن نیست ولی دنیای سرمایه داری که فقط به پول اهمیت میدهد و هر که پول بیشتری داشته باشد او بهتر است را یهودیان قبضه کرده اند. شما هر کارخانه پر در آمدی را که ببینید یا بطور کل تمام سهام آن مال یهودیان است یا قسمتی از آن٬ از این پول استفاده میکنند و هر کشوری را که با آنها هم عقیده باشد در ان سرمایه گذاری کرده و اقتصادش را شکوفا میکنند و برعکس کشورهایی که با آنها مشکل داشته باشند را تحریم میکنند نمونه بارز آن ایران قبل و بعد از انقلاب است. چند سال پیش اسحاق رابین رئیس سابق دولت غیر قانونی اسرائیل در کتابی به اهداف اقتصادی اسرائیل و قوم یهود پرداخته و گفته بود که یهودیان نباید به فکر کشوری بزرگ از نظر مساحت جغرافیایی باشند بلکه باید از نظر اقتصاد دنیا را زیر سلطه خود داشته باشند. همینی که الان در کشورهای کاپیتالیستی برقرار است و یهود تمام سیاستمداران آنها را تحت سلطه خود در آورده اند. در فیلم نیسکون که بر اساس زندگی نیکسون رئیس جمهور دههه هفتاد آمریکا درست شده در جایی جوانی به نیکسون میگوید: چرا از ویتنام خارج نمیشویم؟ نیکسون میگوید دلم میخواهد ولی نمیتوانم٬ چوان میگوید: چرا مگر تو رئیس جمهور نیستی؟؟؟ کسی هست که به تو دستور میدهد؟؟ نیکسون بلافاصله از جمع خارج شده و در ماشین به مشاورش میگوید: او فهمید که من هیچ کاره ام و کشور را وال استریت و مافیا اداره میکنند. بله کشورهای کاپیتالیستی مانند آمریکا در دست سرمایه داران است که عمده آنها یهودی هستند و در بسیاری از این سرمایه گذاریها به دنبال اهداف خود میگردند. شرکتهایی مانند کوکاکولا و یا پپسی کولا را همه میشناسید با خرید هر بطری نوشابه پپسی یک پنی به اسرائیل کمک خواهد شد و همینطور کوکاکولا که آرم آن مبین اهداف سازندگانش است آرم کوکا کولا را اگر برعکس کنید میشود لا محمد لا مکه یعنی نه محمد نه مکه چرا این جمله؟ زیرا که یهود و نصاری اعتقاد دارند که پیامبری نیامده جز در قوم بنی اسرائیل و تنها شهر مقدس دنیا بیت المقدس است و نعوذ بالله نه محمد راست بوده و نه مکه!!! کارخانه نستله را حتم دارم که میشناسید قهوه٬ اسمارتیز ٬ کیت کت٬ شکلات و ... تولید میکند و در آمد بالایی داردسود نستله مستقیم به حساب ارتش صهیونیستی اسرائیل میرود تا خرج کشتار برادران دینی ما در فلسطین بکنند. برای حفظ و نگهداری این سرمایه دست به هر کاری میزنند سرگذشت ادواردو آنیلی فرزند رئیس کارخانه فیات و باشگاه مشهور یوونتوس تورین و لوکا گائتانی پسر رئیس کارخانه مشروبات الکلی مونتالچینو را همه کم و بیش شنیده اید این دو نفر بعد از تشرف به دین مبین اسلام به دست مافیای سرمایه داری صهیونیست به قتل رسیدند تا رسمایه میلیاردی خانوادگیشان در اختیار اسلام قرار نگیرد جالب اینجاست که برای ادواردو نامزد یهودی در نظر هم گرفته شده بود٬ ادواردو آنیلی بعد از تشرف به دین مبین اسلام و مذهب تشیع به ایران آمده و در نماز جمعه تهران در سال ۶۰ شرکت کرده بودند ولی صهیونیسم اجازه نداد به زندگی خود ادامه دهند و هر دو را به قتل رساندند.
بعد از جنگ اول خلیج فارس و دشمنی کویت با صدام کویت به سمت اسرائیل رفت و ورود کالاهای این کشور را به کویت آزاد نمود چندی بعد از سوی رسانه ها اعلام شد که اسرائیل برای کویتیها کمربندی تولید میکرده که سگکش باعث عقیم شدن تدریجی مردان بوده!!! یهود از این سرمایه استفاده های زیادی میکند که بزرگترین آن جلب حمایت قدرتهای بزرگ در هر دوره است در حجاریهای دوران باستان عکسهایی به دست آمده که یهودیان را در حال دادن هدیه به شاهان ایرانی نشان میدهد تا آنها را از گزند پادشاهان روم محفوظ دارند. روزگاری ایران ابرقدرت بوده و یهود نزدیکش و بعدها انگلستان اینگونه شد و حال این آمریکاست که مورد سوء استفاده یهودیان قرار میگیرد. هر وقت کشوری را با خود در تعارض ببیند به کشورهای تحت سلطه اقتصادیشان فشار می آورند تا با آن کشور به مبارزه بر خیزد مانند آلمان در جنگ جهانی دوم و یا تحریم سی ساله اقتصادی ایران. از این سرمایه سخت مواظبت میکنند تا از دستشان نرود زیرا حیاتشان به این پول نامشروع بستگی دارد٬ از این طرف مسلمانان با این همه ثروت خدادادی که نصیبشان شده هر روز در حال به باد دادن آن هستند و استفادهء درستی از آن نمیکنند به ویژه شیخ نشینهای حوزهء خلیج فارس که در ولخرجی الکی پول شهره خاص و عامند. برادر من٬ من و شما وظیفه داریم تا آب در آسیاب دشمن صهیونیستی نریزیم در کشوری که کارخانه هایش تولیدات خوب و اسلامی دارند سعی در استفاده از تولیدات خود کنید. زیرا سرمایه را در داخل کشور نگه داشته و باعث پولدار شدن دشمن درجه یک خدا٬ قرآن٬ اهل بیت(ع) و خودتان نمیشوید٬ اینها با پول خود شما بر علیه خودتان دسیسه میکنند و لشکر کفر را تا دو قدمی کشور ما می آورند٬ اینها با پول شما در حال قتل عام برادران فلسطینیتان هستند٬ اینها با پول خودتان خونتان را در شیشه میکنند٬ نخرید این که دیگر دست خودمان است به فرزندان خود هم آموزش دهید. من طبق معمول از این نوشته منظوری جز خود نوشته ندارم و امیدوارم حد اقل خودم بتوانم نوشته خودم را فهمیده و رعایت کنم. البته امیدوارم در ضمن در ادامه مطلب عکسهای زیبا و مرتبط با متن هست و همچنین لیستی از شرکتهای صهیونیستی و من الله التوفیق حمید رضا مقسمی ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 0:2  توسط حمید رضا مقسمی
|
کتاب خاطرات کنیاز دالگورگی سر کنسول روسیه تزاری در ایران به وقت پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار که بر پایه اعترافاتش بعد از به قدرت رسیدن بلشوویکها در روسیه و دستگیریش توسط ایشان صورت گرفته خیلی از مجهولات دو فرقه شیطانی بابیت و بهاییت را بر ملا میکند. دالگورگی ابتدا که سمت مهمی در کنسولگری نداشته با نقشه قبلی ادعای پذیرش اسلام را میکند سپس به حوزه علمیه نجف اشرف رفته و مشغول آموختن علوم دین اسلام و مذهب تشیع میشود و نام خود را به شیخ عیسی لنکرانی تغییر میدهد٬ شیخ عیسی لنکرانی در همان روزها سخت تلاش میکند تا در میان روحانیون تشیع شخص مورد نظر خود را پیدا کند و متاسفانه او را پیدا میکند نامش علی محمد باب و از اهالی شیراز. علی محمد باب روحانی که دلش میخواست امام جماعت شیراز باشد از نظر دالگورگی شیطان صفت گزینه مناسبی میباشد او در جلسات مختلف او را با خود همراه میکند و... محمد علی باب به ایران آمده ابتداْ به صورت مخفی و بعد از مدتی به صورت علنی مدعی میشود که امام عصر است روحانیون او را فراخوانده و سوالاتی از او میکنند که از جواب باز مانده و رسوا میشود توبه میکند دالگورگی بلافاصله وارد عمل شده و حکم مرگ او را میگیرد تا مبادا توبه او علنی شود و حاصل زحماتش بر باد رود او را دستگیر کرده و به قتل میرسانند نفر بعد میرزا حسینعلی نوری است که باید دستآویز دالگورگی قرار گیرد دالگورگی که امام عصر را نشان داده او را وادار میکند ادعای نبوت و سپس ربوبیت کند و ماجرا را تا به زمان حاضر ادامه پیدا میکند. دالگورگی در آخر کتاب خود نوشته که علی محمد باب آخوند حشیشی بود که دلش میخواست امام جماعت شیراز باشد من کردمش صاحب الامر من این اختلاف را در میان تشیع انداختم. بابیت و بهاییت و به ویژه بهاییت در زمان پهلوی دوم و بر اثر فشار دولت صهیونیستی اسرائیل در ایران آزادانه به فعالیت ادامه میدهد و بهاییان برای تبلیغ فرقه ضاله دست به اعمال کثیفی میزنند٬ من از شخصی به نام حاج آقا... که از مردان سیاسی اول انقلاب و معتمد برای من بود سوال کردم چرا بعد از انقلاب خانم فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش کشته شد؟ ایشان در جواب فرمودند که دلایل زیادی داشت که یکی از این دلایل استخدام هزاران نفر معلم بهایی به عنوان معلم دینی و قرآن بود!!! توجه فرمودید دینی و قرآن نه ریاضی و ورزش. عمو رحمان میگفت در تهران کفش فروشی بود به نام کفش بن که صاحبش بهایی بود ایشان که معلوم نبود از کجا حمایت میشد حقوقی بالا به کارگرانش میداد ولی شرط کار کردنش این بود که ابتدا باید قرآن را آتش میزدی عمو رحمان خود در کفاشی نزدیکش کار میکرده و این صحبت برای من قابل قبول است چون ایشان را صد در صد میشناسم. تهرانی همکار دیگر من میگفت: مدتی به من گیر دادند که زن و پول و اقامت در هر جای دنیا خواستی به تو میدهیم به شرطی که به دین ما در آیی و در روزنامه های کثیر النتشار نام کسانی را که بهایی میشدند مینوشتند. ثابت پاسال سرمایه دار بهایی بر قسمتی از اقتصاد این کشور تسلط داشته و با سران سیاسی نشست برخاست مینمود و اما حال...
اینک بهاییان کجا هستند؟ من از شما سوال میکنم: سرت را برنگردان خود تو از کجا میدانی حمید رضا(من) بهایی نیست؟ از کجا؟ تا به حال مطالبم را درست خواندی؟ شاید من بخواهم شما را کم کم از دایره دین خارج کنم؟ شما از کجا مرا میشناسید؟ به خدا ما باید هوشیار باشیم و در آینده پاسخگو. برادرانم بهاییان و بابیان و ... در میان ما هستند و دارند سخت کار میکنند و ما خبر نداریم٬ من خود از منتقدین درجه یک نظام هستم میتوانید وبلاگهای دیگه ام را ببینید ولی اینها ابتدا با نظام کار دارند در یار دبستانی شخصی نظر خصوصی داده که بیا با هم به بسیج حمله کنیم؟؟!!! من جواب دادم آقا سه چهارم دوستان من بسیجی هستند! به بسیج حمله کنم؟؟؟!!! برای چی؟ به جرم دفاع از وطن و اسلام و شرف؟ اینها جرم است؟ شخصی وبلاگ زده با نام محو خرافات از دین و نوشته داده که بحار النوار همه دروغ است! کامنتش را میتوانید در پست قبلی ببینید. جواب دادم که اهل تسنن هم بسیاری از احادیث بحار النوار را قبول دارند و مثل شما حرف نمیزنند شما کی هستید؟ شخصی در وبلاگ ورزشی من( زنده باد آرژانتین) میامد و ابتدا علاقه نشان داد که طرفدار آرژانتین است یهو شروع به توهین های رکیک به اسلام و ائمه کرد جوابش را دادم در تمام وبلاگهای من می آید و فحش میدهد آدرسی هم ندارد جالب اینجاست چند آدم ساده برای اینکه تعداد کامنتهای وبلاگشان بالا باشد توهین هایش را پاک نمیکنند کار کثیف بعدی این شخص مجهول الهویه گذاشتن بیست و هشت کامنت ناسزا از طرف وبلاگ مسلمان ایرانی بود که من ابتدا خشم گرفتم و به ایشان اعتراض کردم ولی زود فهمیدم که فریب بازی این ناکسان را خوردم . مطلب جالب برای من این است که تمام وبلاگهای مسیحی و جهود که با ما در نزاع هستن پیوند لینک دیانت بهایی را دارند. من از شما خواهش میکنم مواظب باشید. من که دین ندارم به خاطر خدا مواظب دینتان باشید برادران ما باید هوشیار باشیم در تمام زمینه ها نه خود گرفتار شویم و نه اجازه فعالیت به این نانجیبان خدانشناس بدهیم. دیدید که یک روحانی نما چه بر سر جماعتی آورد مواظبت کنید تا مبادا از راه دین وارد شده و دوباره ضربه بزنند. امروز بزرگترین حمایت کننده این فرقه های ضاله رژیم نامشروع صهیونیستی است و برای اینها پول تدارک میبیند تا اسلام به ویژه تشیع که خاری در چشمانشان است را خدای نکرده فاسد کنند. اینها حضرت صاحب الامر(عج) را نشناخته اند و خوب ما را نمیشناسند ما صاحب داریم و اجازه نمیدهیم تا اینها به خواسته خود برسند برادران من سخت توجه کنید به وبلاگ کسانی که با نام تشیع به اسلام ضربه میزنند نروید زیرا احتمال خارج از دین بودن اینها بسیار است و از کمک شما برای ضربه به دینتان استفاده میکنند. من از این نوشته طبق معمول جز خود متن نوشته منظور دیگری ندارم و امیدوارم خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرموده و تا آخر عمر عنایت کنند تا از این راه باز نگردیم. انشاالله حمید رضا مقسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:12  توسط حمید رضا مقسمی
|
نزدیک به ایام سوگواری بی بی دوعالم خانوم حضرت فاطمه زهرا (س) هستیم و بنده بی ربط ندیدم به شما برادران و خواهران مطلبی را گوشزد نمایم که مطمئن هستم شما در این زمینه از من قوی تر هستید. نه تازگیها بلکه از اول پیدایش دین مبین اسلام دشمن کور دل برای نابودی آن دست به هر کاری زده که یکی از این کارها تبلیغات دروغ بر علیه اسلام بوده که در زمان معاویة بن ابی سفیان (لعن الله) به طرز بی شرمانه ای بر علیه شیعه صورت میگیرد که هنوز هم اثراتش دیده میشود. امروزه با پیشرفت علوم و فنون بویژه در فیلم برداری و عکاسی این تبلیغات بسیار گسترده شده و من متاسفم که این را بگویم برخی از برادران مومن ما هم سخت بدام افتاده و هیچ تحقیقی در باره مسائلی که میشنوند نمیکنند. یکی از این کارها جریان آن سگ در حرم آقا علی بن موسی الرضا (ع) بود که دل مردم با ایمان را شکست و دشمن را شاد کرد. من سه مورد را که متاسفانه هنوز هم در اینترنت دارد بر روی آن مانور میشود برای شما شرح میدهم امیدوارم مفید فایده قرار گیرد. مورد اول عکسهای پایین است توجه بفرمایید عکس سمت راست حقیقی و عکس سمت چپ با استفاده از فتوشاپ دستکاری شده
سازنده این کار کثیف مطمئناْ دشمن اهل بیت رسول خدا(ص) بوده و با در نظر گرفتن حساسیت زنانه نسبت به این مسئله اقدام به این کار کرده تا حب بانو حضرت فاطمه زهرا(س) را از دلهای اهل ایمان بیرون کند٬ متاسفم از اینکه دوستان شیعه به جای تحقیق بلافصله این عکس را در نت به نمایش گذاشتند که در بعضی از موارد در جهت دشمنی با نظام بوده ولی این هیچ ربطی به نظام ندارد زیرا که در آن از مسئولین حرفی نزده اند جناب مسلمان شیعه مخالف نظام حد اقل از مغزت استفاده کن تا ببینی که چه کس و یا کسانی دارند از کار تو سوء استفاده میکنند و تو خود نمیدانی که به جای نظام داری به اسلام ضربه میزنی٬ بعضی هم که چیزی برای نوشتن در نت ندارند دست به این کارها میزنند و بعضی دیگر هم از سر دلسوزی و من خود این را به یک خانوم که در وبلاگش داشت همین مسئله را تبلیغ میکرد ایمیل کردم و خوشبختانه ایشان هم مطلب فوق را حذف نمودند. عکس بعدی را شما از من بهتر میدانید که قضیه اش چه بوده
همه شما این را دیده اید و چقدر سر و صدا کرد بچه های هیاءت هم مرتب این را دربین خود به نمایش میگذاشتند به خدا قسم من همان اول گفتم مگر نه اینکه به حرمت رسول مکرم اسلام(ص) خداوند مسخ را از مسلمین برداشته ولی این سوال بلافاصله جواب داده شد که دختر حتماْ مسلمان نبوده و ... و چقدر این قضیه در میان مردم رواج پیدا کرد و حتی خبرگزاری آفتاب و نشریات ما هم اقدام به چاپ مطلب با تیتر مسخ به خاطر قرآن کردند و این جای بسی تاسف است که نشریات ما انقدر ناشیانه اقدام به چاپ خبر میکنند مانند قضیه مرگ آنتونی کویین که یک هفته نامه به دروغ چاپ کرده بود و من فردایش در تمام روزنامه ها تیتر مرگ او را دیدم ولی یکهفته بعد معلوم شد که کذب محض است این دروغ هم معلوم شد که این عکس کار تجسمی یک مجسمه ساز به نام پاتریشیا پیچه نی نی و از جنس سیلیکون و کائوچوست که در نمایشگاه آثار وی به نمایش در آمده.
این عکس را برای آزرده خاطر کردن جوانان ناسیونالیست و کوروش دوست به این صورت درآورده اند و از آن هزاران منظور کثیف را دنبال میکنند این در حالیست که سد سیوند خیلی با مقبره کوروش عزیزمان که من عاشق او هستم فاصله دارد این عکس قلب جوانان ملی گرا را هدف گرفته و انفکاک آنها را از دین خواستار است این عکس در راستای پروژه عظیمی از سوی دشمان اسلام است که من آن را با عنوان ملی گرایی نوین در تارنمای گارد جاویدان نوشته ام امیدارم آن را بخوانید. برادران و خواهران گرامی هرچیزی را بلافاصله قبول نکنید زیرا دینتان در خطر است سعی کنید کمی در احوالات و اتفاقات پیرامون تحقیق کنید من از مرحوم پدر یاد گرفتم که جو گیر مسائل نشوم ایشان خود برای هر چیزی نگاهی دقیق داشت و به من و برادر بزرگم در حالی که کودک بودیم قضایای زیادی را تعریف کرد ایشان میگفتند: در زمان پهلوی که یهودیان و بهائیان آزادانه در حال فعالیت بودند عکسهایی از مولا علی بن ابی طالب(ع) در میان مردم پخش شد که ایشان را با حالتی غضب آلود و در حالی که دست بر شمشیر داشت نشان میداد و مشخص شد کلیشه های این تصاویر متعلق به یهودییان است من خدای ناکرده منظورم به این تصاویر فعلی نیست چون اینها را محبین اهل بیت(ع) میکشند. مرحوم مادر میگفت: روزی یکی از کارمندان سازمان به در خانه |